تبلیغات
شعر مقاومت - غسان كنفانی
شعر مقاومت
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1387 توسط شعر مقاومت | نظرات ()

غسان كنفانی؛ خورشیدی كه هیچ زمان غروب نكرد

بررسی زندگی شخصی و ادبی نویسنده شهید فلسطینی، غسان كنفانی، به همراه تحلیل رمان‌های وی

تهیه و تنظیم: سعیده میرحق جو لنگرودی

كارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب

غسان كنفانی، زندگی شخصی و ادبی:

غسان كنفانی، مبارز و شهید فلسطینی به سال 1936 م در شمال خاوری فلسطین (عكا)زاده شد. در كودكی و پس از پیدایی اسرائیل در سال 1948م ناگزیر همراه خانواده به سوریه كوچ كرد و به تحصیل خود ادامه داد. نوجوان بود كه همراه برادرش به كار پرداخت تا حداقل معیشت را برای خانواده فراهم سازد. در همان هنگام كه در یكی از روستاهای سوریه به تدریس اشتغال داشت، تحصیل دبیرستانی خود را نیز تكمیل كرد. پس از آن به مدت 3 سال در دانشكده ادبیات دانشگاه دمشق درس خواند....ادامه مطلب

 در همین زمان بود كه به علت فعالیت سیاسی از دانشكده اخراج شد. سپس از سوریه به كویت رفت و شش سال در آنجا زیست كه بخشی از فعالیت‌های درخشان ادبی‌اش در این سال‌ها صورت گرفته است. او در كویت دبیر ورزش و نقاشی بود. در سال 1952م، حیات سیاسی خود را در «جنبش ملی‌گرایان عرب» آغاز كرد. در سال 1953م هنگامی كه در چاپخانه‌ای كار می‌كرد، با دكتر ژرژ حبش آشنا شد. در سال 1960م كویت را به قصد بیروت ترك گفت تا در مجله «الحریه» سخنگوی جنبش ملی‌گرایان عرب كار كند.

در سال 1963م رئیس هیات تحریره روزنامه پرتیراژ و مترقی لبنانی «المحرّر» گردید. در سال 1967م ریاست هیات تحریره «فلسطین»، ضمیمه روزنامه لبنانی «الانوار» را نیز پذیرفت. در این دوره با اغلب مطبوعات پیشرو همكاری داشت، لذا علاوه بر نام واقعی‌اش با اسامی «غ.ك»، «فارس فارس» و... نیز مطلب می‌نوشت.

وی به همراه ژرژ حبش و ابوعلی ماهر، از بنیانگذاران مجله هفتگی «الهدف» به شمار می‌رود. در سال 1969م، رئیس هیات تحریره این مجله شد و تا روز 8 ژوئیه 1972م، كه توسط سازمان‌های جاسوسی اسرائیل و آمریكا به شهادت رسید، همین شغل را داشت. جنایتكاران با كارگذاردن بمبی در اتومبیلش در بیروت، او و دختر خواهرش را (كه برای دیدن اقوامش به سفر آمده بود) به شهادت رساندند. او تا زمان شهادت، با پشتكار و تلاش بی‌مانند در مطبوعات به ویژه در مجله «الهدف» كه خود پایه‌گذار آن بود كار می‌كرد.

پس از شهادت او، به پاسداشت جایگاه سیاسی و ادبی وی، سازمانی به نام بنیاد فرهنگی غسان كنفانی تشكیل شد؛ كه كار چاپ و نشر آثار او را در چندین مجلد بر عهده گرفت.

غسان عضو دفتر سیاسی جبهه خلق برای آزادی فلسطین و سخنگوی آن جبهه نیز بود. در سال 1962م از میان 250 داستان‌نویس عرب، جایزه اول داستان كوتاه را دریافت كرد. در سال 1966م به جایزه «انجمن دوستداران كتاب» در «لبنان» دست یافت. كنفانی این جایزه را به خاطر بهترین داستان بلندی كه در آن سال منتشر كرده بود گرفت. داستانی كه این جایزه بدان تعلق گرفت، «ماتبقی لكم» (بازمانده) نام دارد. در سال 1973م –پس از شهادتش- اتحادیه روزنامه‌نگاران دموكرات جهان، جایزه ویژه سال 1974م، و كانون نویسندگان آسیا و آفریقا جایزه لوتس را به وی اختصاص دادند. تا پایان سال 1981م، 9 سال پس از مرگ غسان، كتاب‌هایش به زبان‌های انگلیسی، اسپانیولی، آلمانی، ژاپنی، مجاری، چكی و روسی ترجمه شده است. در ده سال اخیر نیز برخی از آثارش به فرانسه، فارسی، سوئدی، بلغاری، نروژی و چند زبان دیگر دنیا برگردانده شده است.

اكنون كه سال‌ها از شهادت غسان می‌گذرد، آثار وی اعم از قصه‌های كوتاه و یا رمان و آثار ادبی وی مورد بحث پژوهش‌های ادبی و دانشگاهی و غیردانشگاهی در خاور و باختر جهان و دنیای عرب است. كنفانی 5 مجموعه داستان كوتاه دارد و رمان‌های كوتاه: (مردان زیر آفتاب، بازمانده، بازگشت به حیفا، ام سعد، كور و كر، عاشق، زنبق آوریل) سه رمان اول به فارسی ترجمه شده است، ولی متاسفانه كتاب‌های مردان زیرآفتاب و ام سعد در یكی دو سال پس از انقلاب، در بحبوحه كتاب‌های سیاسی و سیاست‌زدگی منتشر شدند و در حاشیه ماندند، به طوری كه نسخه فارسی و عربی «مردان زیر آفتاب» در ایران موجود نیست. (در این تحقیق از نسخه اینترنتی این رمان استفاده شده است.)

غسان با تلاش و خلاقیت خود توانست تحولی عظیم در رمان‌نویسی فلسطین ایجاد كند. از میان رمان‌های او، مردان زیر آفتاب، بازمانده، بازگشت به حیفا و ام سعد تصویری است از یك تراژدی، كه در آن شخصیت‌های داستان از یك بحران روحی و روانی رنج می‌برند؛ بحرانی كه برخی را تا سرحد نابودی پیش می‌برد. غسان در این رمان‌ها توصیف دقیق و واقع‌گرایانه را برمی‌گزیند. اما چكیده‌ی رمان‌ها:

مردان زیر آفتاب: روایت مردانی است كه قصد سفر به كویت برای تأمین معاش را دارند. سوار بر كامیون ابوخیزران می‌شوند و طی توافق با وی می‌خواهند از مرز عبور كنند. سه مرد فلسطینی كه هر یك زندگیشان سراسر مشقت و رنج است راه فرار را برمی‌گزینند. در پلیس راه كنار مرز بر اثر تأخیر راننده، مردان فلسطینی كه درون مخزن كامیون مخفی شده بودند در اثر گرمای آفتاب خفه می‌شوند و ابوخیزران با جنازه‌ی آنها روبه‌رو می‌شود و فریاد اوست كه در پایان رمان به گوش می‌رسد: «چرا بر در مخزن نكوبیدید!!!»

بازمانده: روایت خواهر و برادری است به نام‌های مریم و حامد، كه در طی جنگ از مادر دور شده‌اند و در یافا به سر می‌برند. مادر به همراه برادرش در كرانه‌ی اردن مانده و امكان رسیدن به فرزندان را ندارد. مریم در طی آشنایی با زكریا «همكلاسی سابق حامد» عفت خود را از دست داده و از وی حامله می‌شود. این داستان كنش و عكس‌العمل حامد در جریان باخبر شدن از بی‌آبرویی خواهر است. زكریا همكلاسی خائن حامد بوده كه در این داستان نمادی از رژیم صهیونیستی است. وی از مریم می‌خواهد كه تا قبل از ازدواجشان جنین را از بین ببرد. حامد در طی داستان گریز از حادثه را برمی‌گزیند و راه صحرا را در پیش می‌گیرد تا به مادر بپیوندد. او عامل فساد خواهر را دور شدن از مادر می‌داند. در صحرا با سرباز صهیونی مواجه می‌شود و طی نبردی سرباز را به قتل می‌رساند. اما مریم در همین زمان طی اختلافی كه با زكریا پیدا می‌كند و اصراری كه زكریا بر سر كشتن فرزند دارد، با چاقو دست به قتل او می‌زند.

بازگشت به حیفا: داستان زندگی سعید«س» و صفیه كه در جنگ 1948م، فرزند خود به نام خلدون را در حیفا به جا می‌گذارند و با كشتی پناهندگان به رام الله می‌روند. امكان بازگشت به حیفا میسر نیست، تا بعد از بیست سال. آن‌ها در این بازگشت می‌خواهند خانه‌ی قدیمی از دست رفته‌ی خود را باز پس گیرند. اما هدف اصلی این سفر یافتن نوزاد به جامانده در خانه، یعنی همان «خلدون» است، كه بعد از بیست سال تبدیل به سرباز صهیونی به نام «دوف» شده است. خلدون بعد از ترك پدر و مادر به دست زن و مرد یهودی بزرگ می‌شود و اكنون جوانی بیست ساله است و صفیه و سعید را به عنوان مادر و پدر خود نمی‌پذیرد. او آنان را مواخذه می‌كند كه چرا ترك وطن كرده و تنها از وطن نامش در خاطرشان به جای مانده است، چرا بعد از بیست سال به سراغ او آمده‌اند. در این سال‌ها كجا بوده‌اند؟ داستان با سخن سعید پایان می‌پذیرد كه جنگ و ادامه دادن به نبرد را تنها راه باز پس گرفتن از دست رفته‌ها یعنی وطن می‌داند و دوف را به مبارزه در آینده فرا می‌خواند.

ام سعد: داستان مادری است فداكار كه همیشه نگران فرزندش سعد، مبارز فلسطینی است. این داستان كه از چندین فصل تشكیل شده بیان كارهای روزانه‌ی زنی فلسطینی است، اما در شكلی كلی بیان دردها و رنجی است كه یك زن فلسطینی متحمل می‌شود. هر فصل شامل پیامی است چون امید به آینده و تربیت صحیح فرزندانی كه امروز مبارزان اصلی فلسطین هستند.

فیلمسازان بسیاری از عرب گرفته تا عجم، فیلم‌های بلندی از رمان‌های غسان كنفانی تهیه كرده‌اند، ازجمله می‌توان فیلم «المخدعون» (فریب‌خوردگان) به كوشش توفیق صالح، فیلم «عائد الی حیفا» (بازگشت به حیفا) كه اقتباس از سومین رمان غسان است به كوشش قاسم حول را نام برد و... بسیاری دیگر كه از محتوای رمان‌های غسان در تهیه فیلم بهره برده‌اند.

غسان كنفانی نخستین رمان خود، مردان زیرآفتاب را در سال 1963م، نوشت و با نوشتن آن در افشای جنبه‌های منفی اعراب و گریز آنها از برابر مسائل مختلف جامعه زیر ستم فلسطین، سند هنری درخشانی ارائه داد. این اثر توانست در چارچوب هنری شایسته‌ای، پرسش‌های سیاسی بااهمیتی را برانگیزد و خوانندگان را وادارد كه با ابوخیزران راننده، یا به تعبیری رهبر شكست خورده، همصدا گردند و پیوسته بپرسند «چرا بر جدار مخزن نكوبیدید؟» از آن پس آثار غسان كنفانی رنگی به خود گرفتند، كه در تبیین هنری مسئله فلسطین، به ویژه جنبه‌های عام انسانی آن، اهمیت اساسی داشت.

رمان دومش، بازمانده كه یك سال پس از اعلام انقلاب فلسطین (1966م) منتشر شد، سند هنری دیگری بود كه جنبه دیگری از مسئله فلسطین را نشان می‌داد و آن اجتناب‌ناپذیر بودن مواجهه فلسطینیان و اسرائیلیان بود. در این میان آنچه بیش از همه جلب توجه می‌كرد، هماهنگی نگرش ژرف به مسئله فلسطین و چهارچوب هنری رمان است. پیروزی حامد بر سرباز صهیونیست، در مصافی كه به وی تحمیل شد، لحظه روشنگرانه بی‌نظیری در ادبیات این دوره است؛ زیرا در حالی كه در مردان زیر آفتاب، سه مرد فلسطینی در خاموشی دردناكی درون مخزن از پا درمی‌آیند، در رمان دوم سرباز صهیونیستی است كه هلاك می‌شود و این صحنه از لحاظ هنری لحظه درخشانی است.

رمان سوم «بازگشت به حیفا» كه در سال 1969م منتشر شد، از ضرورت رویارویی فلسطینی و اسرائیلی برای رسیدن به حقوق خویش باتوجه به رابطه‌ای كه میان فلسطینیان به وجود آمده است –چه فلسطینیان 1948م و چه فلسطینی‌های ساكن كشورهای عربی- سخن می‌گوید. داستان‌های غسان كنفانی مسئله فلسطین را در چارچوبی واقع‌گرایانه و از زاویه‌های گوناگون بررسی می‌كنند و از مسئله تحلیل، واقعیتی متكی به پشتوانه هنری ارائه می‌دهد، نمونه‌اش توصیف رابطه خاك و فلسطینی‌ها در رمان بازگشت به حیفاست، كه در آن نویسنده، قهرمان فلسطینی را رو به روی كسی می‌گذارد كه خانه‌اش را تصاحب كرده‌اند. بدین‌سان ذهنیت عرب فلسطینی و شهروند یهودی و تربیت و طرز فكر آن دو را می‌شكافد.

داستان «ام سعد» اثر چهارم غسان از واقعیت جدید جامعه فلسطین كه عرب فلسطینی را واداشته، خود شخصا به مقابله با دشمن برخیزد، سخن می‌گوید. و این دوره‌ای بود كه عرب فلسطینی در آن، به فرقی كه میان خودش به عنوان «پناهنده» و «مبارز» وجود داشت پی می‌برد. می‌بایست یكی از این دو راه را برگزیند و او راه مبارزه را برگزید و به چریك‌ها پیوست؛ زیرا چنان كه داستان می‌گوید، این تنها راه رهایی بود. غسان همه این مفاهیم را در قالب شخصیت ام سعد تجسم بخشید، ام‌سعد زنی بود نمونه زنان فلسطین كه هم شخصیتی خاص بود و هم شخصیتی عام. او كه در یكی از اردوگاه‌های جنوب لبنان زندگی می‌كرد، زنی است مبارز، كه در حوادث شركت می‌كند و در ساختن و جهت دادن به آنها نقش دارد.

عوامل زیادی می‌تواند در آثار و سبك نگارش یك نویسنده دخیل باشد و آنچه مسلم است محیط زندگی و فضایی است، كه نویسنده در مراحل مختلف زندگی خود به سر می برده و در شكل‌دهی افكار و اندیشه‌هایش موثر است. به ویژه اگر سبك نویسنده رئالیستی باشد بیشتر تحت تاثیر محیط زندگی و واقعیت‌های آن قرار می‌گیرد.

غسان كنفانی تحت تاثیر حوادث جامعه‌ی فلسطین و مشكلات مردم در آن زمان كه از نزدیك شاهد آن‌ها بود، رمان‌های واقع‌گرایانه‌ی خود را نوشت. یكی از عناصر مهم داستان، شخصیت‌هاست و اگر نویسنده‌ای بخواهد ناهنجاری‌ها و مشكلات جامعه خود را به نمایش بگذارد از شخصیت استفاده می‌كند؛ كه این شخصیت‌ها در رمان‌های اجتماعی همان‌هایی هستند كه نویسنده در محیط زندگی خود با آنها سر و كار دارد. شخصیت‌ها در رمان‌های واقع‌گرایانه معمولا نمادین هستند. از این رو شخصیت می‌تواند نماد یك طبقه‌ی خاص از جامعه باشد، همان‌گونه كه در چهار رمان‌ مذكور هر یك از شخصیت‌ها نمادی از طبقات خاص جامعه‌ی فلسطینی بوده‌اند.

زمان یكی از عناصر رمان است كه در پیشبرد حوادث داستان نقش دارد. در رمان‌های غسان بیان حوادث سال‌های 1967- 1948م به تصویر درآمده است.

هر نویسنده برای بیان یك داستان اسلوب و زبان خاصی را انتخاب می‌كند، آنچه در رمان‌های غسان مشهود است، استفاده از ضمیر سوم‌شخص مفرد در بازگویی حوادث است. این نویسنده در رمان‌هایش همچون یك سخنگو، تمام حقایق و حوادث و مشكلات مردم جامعه‌ی خود را بیان می‌كند. او در این داستان‌ها از تمام احساسات و شخصیت‌ها آگاهی دارد و با ظرافت و دقت آنها را به تصویر می‌كشد. قهرمانان داستان، هر یك به زبان خاص خود سخن می‌گویند، از این رو گفت و گو و زبان نشانگر نوع شخصیت و افكار و اندیشه‌های شخصیت است.

غسان كنفانی بهترین نماینده ادبیات فلسطین به شمار می‌رود. قصه‌های او از این جهت كه در زمینه هنری كامل‌ترین و در زمینه سیاسی آگاه‌كننده‌ترین هستند انتخاب نشده‌اند، بلكه دلیل انتخابش آن است؛ كه این نثرنویس در دوره اشغال فلسطین به وسیله اسرائیل، حوادثی را كه بر سر ملتش آمده و ضرباتی را كه بر پیكر مردمش وارد شده در حوادث روزمره بیان می‌كند. قصه‌ها بر لحظاتی زودگذر و آنی استوارند و با استفاده از درام فردی و الهام جادویی بازگشت به خویشتن و شناخت هویت خویش، ما را یكباره به قلب میهن و ملت فلسطین می‌برند. او آنچه را كه صهیونیست‌ها درباره فلسطین می‌گویند به معرض نمایش می‌گذارد. او ملتی را نشان می‌دهد كه برای همیشه در این سرزمین ریشه گرفته‌اند، ملتی مسلمان با فرهنگ خاص خود كه در سرزمین اسلامی ناچار است در كنار سایر اجتماعات مسیحی و یهودی زندگی كند، با امتی در بند گرفتاری‌های عصر حاضر، یعنی بی‌عدالتی و فقر، ولی با وجود این، بر آن است كه این دردها را از میان بردارد.

عوامل غرب و دول عرب سعی داشتند با جذب این روشنفكر و فرهیخته فلسطینی در سمت‌ها و مشاغل چشم‌گیر اداری و صنعتی، میان او و ملتش شكاف ایجاد كنند، اما با وجود پراكندگی موضعی روشنفكر جوان فلسطینی، هرگز و در هیچ نقطه از جهان هویت خود را فراموش نكرد. هدف او از نگارش آن است تا اذهان جوانان را به گونه‌ی اندیشه بازگشت درگیر كند كه نگاه‌ها و قلب‌هایشان جز به سوی بیت‌المقدس متوجه نباشد. او معتقد است كه اندیشه بازگشت نباید تصوری جدا از زندگی عادی و روزمره باشد و می‌داند كه موانع و مشكلات زیادی برای به تحقق پیوستن این تصور وجود دارد. موانعی كه شاید هر شخص واقع‌گرایی را از آن اندیشه بازدارد و تنها پندارگرایان می‌توانند در آن راه قدم بگذارند.

در داستان «ام سعد»، كنفانی به ما نمی‌گوید چرا و چگونه آنها در این راه قدم گذاشته‌اند، بلكه راز جهش معنوی آن قدرت پرجاذبه‌ای را كه آنها را به سوی فلسطین می‌كشاند –درست مثل آن‌كه به سوی وجود زمینی خودشان كشیده می‌شوند- به ما می‌نمایاند. انتخاب این متون با لحن زنده و ساده‌ی آن، كه اغلب در ادبیات كلاسیك عرب یافت می‌شود، بیشتر یك خواننده حساس و باریك بین را شیفته می‌سازد. جهانی شگفت‌انگیز و سمبولیك كه در پشت چهره ظاهری‌اش، واقعیت خود را به راحتی می‌شناساند. در آثار این نویسنده، هیچ‌گاه به طور مستقیم اثری از كینه و نفرت ضداسرائیلی مشهود نیست و مجموعه داستان‌های او از مقابله آشكار و ضدیت علنی زمان حال فراتر می‌رود و به زیباشناسی و ایجاز می‌پردازد. اشخاص و درونمایه‌هایی ازقبیل غم غربت، تبعید، گم‌گشتگی مداوم، ... به زیر قلمش می‌روند و صحت و ذوق سلیم را در مدرنیزم به اندازه سنت‌گرایی آشكار می‌كنند.



درباره وبلاگ

این وبلاگ به معرفی شعرا و شعرهای مقاومت مردم فلسطین و همچنین به معرفی آثار هنری گرانبهایی که در این زمینه خلق شده می پردازد.جهت استفاده از مطالب این وبلاگ و یا همکاری با ما حداکثر هر دو روز یکبار مراجعه کرده چون وبلاگ ما در هفته حداقل هر دو روز یکبار بروز می شود.
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :